سفینه غزل

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است <br> صراحی می ناب و سفینه غزل است

شد زغمت خانه ی سودا دلم/ مولانا جلال الدین محمد
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: مولانا جلال الدین محمد ، غزل

خانه ی سودا با صدای شهرام ناظری

شد زغمت خانه ی سودا دلم
درطلبت رفت به هر جا دلم

درطلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت براین سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم

درطلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تمنا دلم

از دل تو در دل من نکته هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم

گرنکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز! از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم

مولانا جلال الدین محمد