شد زغمت خانه ی سودا دلم/ مولانا جلال الدین محمد

خانه ی سودا با صدای شهرام ناظری

شد زغمت خانه ی سودا دلم
درطلبت رفت به هر جا دلم

درطلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت براین سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم

درطلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب می درد
در پی آن عیش و تمنا دلم

از دل تو در دل من نکته هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم

گرنکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز! از هوس شمس دین
چند رود سوی ثریا دلم

مولانا جلال الدین محمد

/ 3 نظر / 413 بازدید
سحر

سلام اگه دوست داشتی بیا با هم بنویسیم جای شما توی جمع ما خیلی خالیه. www.iran.forum.st

زهرا

سلام به من هم سر بزنید خوشحال می شوم.

امیر

جالب بود که وبلاگی هم اسم وبلاگ خودم پیدا کردم . شما که شعر دوست هستید به وبلاگ هم اسم وبلاگ خودتان سری بزنید.